اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خبر داري که خلاصه همه يه جورائي به آرزوشون رسيدن و نواي درينگ و درونگ موبايلها!!ببخشيد تلفن همراه زينت بخش هر محفل و مجلسي شده،البته زينت بخش که چه عرض کنم خودت ديگه بهتر ميدوني...
يه دري به تخته اي خورد و اين داداش کوچيکه ما هم از اين فيض محروم نموند!!اينکه چي شد و از کجا اومد بماند ولي همين قدر بگم که ديگه اين داداشي ما هم هي چپ ميره،راست مياد اس ام اس ببخشيد پيام کوتاه دريافت ميکنه و مدام با گوشيش حرف ميزنه!!!
بابا بزرگم ميگه يادش بخير بچه گيامون که وسيله بازيمون گل و خاک بود و چند تا تيکه تخته چوب،بزرگترم که شديم بايد ميرفتيم دنبال کار،کجا ميفهميديم جووني يعني چي؟ حالا خدا خيرشون بده هر کي رو ميبيني از تو قنداق در نيومده يکي از اين گوشيها ميدن دستش!!!
مادر بزرگم وقتي يه نگاه به دورو بر اتاق کرد و ديد از آق داداش ما گرفته تا دايي و زندايي و خاله و همه و همه يکي يکي از اين اسباب بازيهاي مدل جديد(گوشي همراه)تو دستاشونه و مدام باهاش بازي ميکنن،حرف بابا بزرگمو نذاشت تموم بشه و گفت:حالا ننه نگفتي اگه اينا رو مدام بهشون دست نزني از کار ميافتن ؟با خنده من موج خنده همه تو اتاق پيچيد
و برا چند ثانيه هم که شده گوشيهاي همراه يه استراحتي کردن.
راستي همراه داداش کوچيکه ما از اين اعتبارياس ميدوني که يعني چي؟يعني بعد از تموم شدن اعتبارش دوباره بايد شارژش کنه!!برا همين هم يه کد رمز بهشون دادن که بتونن رو گوشيهاشون ببينن که تا کي اعتبار دارن.اين آق داداش ما هم هر چند دقيقه يه بار کد ميزنه و گزارش لحظه به لحظه تموم شدن سيم کارتشو به اهالي خونه خبر ميده،آخه ميترسه زود تموم بشه و مجبور بشه دوباره پول شارژ بده!! خلاصه مادرم هم که از اين گزارش تکراري ديگه حوصله اش سر رفته بود،داد زد بابا بسه ديگه!!مگه عمرت لحظه به لحظه داره تموم ميشه که اينقدر تکرار ميکني؟؟ خوب تموم شد يه شارژ ديگه!!
از اين حرف مادرم جرقه اي تو ذهنم خورد
که به به فکر کن!!چي ميشد اگه خدا به ما يه عمر اعتباري ميداد!؟ ميزديم دنده بي خيالي و دبرو!!! اون موقع با خيال راحت زندگي ميکرديم چون ميدونستيم که اگه بدم بگذرونيم و به قول يکي از رفقا حسابي تو خرابکاريامونم گير بکنيم حد اقلش برا گول زدن خودمون هم که بود ميگفتيم: بي خيال دوباره شارژش ميکنيم!!!
يادم مياد چند وقت پيش تو دعاي ندبه سخنران از آيه 22 و 23 سوره فجر حرف ميزد : «روزي که خيلي از ماها رو تو جهنم ميبرن و اعمالمون رو بهمون نشون ميدن،اما اين تذکر اعمال چه سودي به حالمون داره؟ اون موقع با حسرت ميگيم: يا ليتني قدمت لحياتي. کاش در دنيا براي امروزمون کار خيري کرده بوديم!!»
توي همون موقع که حاج آقا اين آيه رو گفت دوستم که بغل دستم بود گفت آيه 27سوره انعام هم شنيدي؟ اونجا هم کافران ميگن اي کاش ما رو به دنيا بر ميگر دوندن و ...
راستي اگه قراره من توي زندگيم دنيايي باشم و آسموني نه...!!
اگه قراره از صد تا چاقويي که ميسازم يکيش دسته نداشته باشه...!!
اگه قراره از اول تا آخر زندگيم مثل هم باشه و هيچي به هيچي...!!
اگه قراره هر روزي که ميگذره بي خيال بگم از فردا و براي هر فردام باز يه فرداي ديگه قرار بدم...!!وخلاصه هزار تا ي ديگه از اين قرارها که حتما تو ذهنت اومده...
پس حالا چه فرقي ميکنه ؟ زندگيم ميخواد اعتباري باشه،ميخواد دائمي باشه،يا هر جور ديگه اي که فکرشو بکني. مطمئن باش اگه اعتباري هم بود،بعد هر بار هم که شارژش ميکرديم دوباره روز از نو روزي از نو...
البته اينو هم بگم که شايد يه خوبي که زندگي اعتباري داشت اين بود که خدا يه کد رمز بهمون ميداد،اون موقع ميتونستيم لحظه به لحظه بفهميم که چقدر ديگه مهلت داريم؟؟ شايد يه ذره حواسمونو بيشتر جمع ميکرديم...
اينو ديگه نميدونم که اگه واقعا خدا يه زندگي و عمر اعتباري بهمون ميداد فرصت شارژ دوباره هم بهمون ميداد يا.....؟؟ اگه جواب پيدا کردي به منم بگو.
همين. آسموني باشي.برا مسافر دعا کن!!
نوشته شده توسط : مسافر